کودکان همیشه نمیتوانند احساسات خود را با کلمات توضیح دهند. گاهی ناراحتی، خشم، ترس یا اضطراب آنها به شکل گریه، لجبازی، سکوت یا حتی پرخاشگری دیده میشود. به همین دلیل یکی از مهمترین مهارتهایی که والدین میتوانند به کودک آموزش دهند، شناخت احساسات و بیان درست آنهاست.
وقتی کودک ناراحت یا عصبانی است، بهتر است قبل از نصیحت کردن یا درخواست برای آرام شدن، احساس او را شناسایی کنیم. برای مثال میتوان گفت: «فکر کنم ناراحتی چون نتونستی با اسباببازیت بازی کنی» یا «به نظر میاد از این اتفاق عصبانی شدی». این نوع جملهها به کودک کمک میکنند بهتدریج بین اتفاقی که افتاده و احساسی که تجربه میکند ارتباط برقرار کند.
به احساسات کودک اسم بدهید
کودکان در سالهای ابتدایی زندگی دایره واژگان محدودی برای توضیح احساسات خود دارند. والدین میتوانند با استفاده از کلماتی مثل خوشحال، ناراحت، عصبانی، ترسیده، خجالتزده، هیجانزده یا ناامید به کودک کمک کنند احساسات مختلف را بهتر بشناسد.
هرچه کودک بتواند احساس خود را دقیقتر نامگذاری کند، احتمال اینکه آن را فقط از طریق رفتارهایی مثل گریه یا پرخاشگری نشان دهد کمتر میشود.
به حرفهای کودک بدون قضاوت گوش دهید
گاهی کودک فقط میخواهد شنیده شود. اگر بلافاصله صحبت او را قطع کنیم یا بگوییم «این که چیزی نیست» ممکن است احساس کند ناراحتی یا ترس او برای والدین اهمیت ندارد.
بهتر است اجازه دهیم کودک حرفش را کامل بزند و بعد با جملههایی مثل «میفهمم چرا ناراحت شدی» یا «این اتفاق میتونه واقعاً ناراحتکننده باشه» به او نشان دهیم که احساسش را درک میکنیم.
از داستان و بازی کمک بگیرید
بازی یکی از بهترین ابزارها برای شناخت دنیای درونی کودک است. بسیاری از کودکان هنگام بازی راحتتر از احساسات خود صحبت میکنند.
میتوانید هنگام خواندن داستان یا دیدن یک کارتون درباره احساسات شخصیتها سؤال کنید. برای مثال بپرسید: «به نظرت این شخصیت الان چه حسی داره؟» یا «اگر تو جای اون بودی چه کار میکردی؟»
این سؤالها به کودک کمک میکنند احساسات را در موقعیتهای مختلف بهتر تشخیص دهد.
خودتان الگوی بیان احساسات باشید
کودکان بیشتر از رفتار والدین یاد میگیرند تا از توصیههای مستقیم آنها. اگر والدین بتوانند احساسات خود را آرام و واضح بیان کنند، کودک نیز این مهارت را یاد میگیرد.
برای مثال به جای واکنش تند میتوان گفت: «الان کمی خستهام و نیاز دارم چند دقیقه استراحت کنم.» این رفتار به کودک نشان میدهد که میتوان بدون داد زدن یا پرخاشگری درباره احساسات صحبت کرد.
همه احساسات را بپذیرید، اما برای رفتارها مرز بگذارید
احساس عصبانیت یا ناراحتی طبیعی است، اما همه رفتارهایی که در نتیجه این احساسات اتفاق میافتند قابل قبول نیستند.
برای مثال میتوان به کودک گفت: «میدونم خیلی عصبانی هستی، ولی نمیتونیم کسی رو بزنیم.» در این حالت احساس کودک پذیرفته میشود اما مرز رفتاری نیز مشخص باقی میماند.
چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟
اگر کودک برای مدت طولانی قادر به بیان احساسات خود نیست، واکنشهای هیجانی بسیار شدید دارد، مرتب دچار اضطراب یا ترس میشود یا رفتارهای او روی روابط خانوادگی، مدرسه یا زندگی روزمره تأثیر گذاشته است، مشورت با روانشناس کودک میتواند کمککننده باشد.
جمعبندی
توانایی شناخت و بیان احساسات یکی از مهارتهای مهم در رشد عاطفی کودکان است. والدین با گوش دادن بدون قضاوت، نامگذاری احساسات، استفاده از بازی و داستان و ایجاد فضای امن میتوانند به کودک کمک کنند احساسات خود را بهتر بشناسد و درباره آنها صحبت کند.
این مهارت به مرور زمان شکل میگیرد و نیاز به تمرین، صبوری و همراهی والدین دارد.